X
تبلیغات
زولا
سه‌شنبه 15 بهمن‌ماه سال 1392

یه روز برفی در دانشکده

سلام

امروز صبح که از خواب بیدار شدم دیدم همه جارو برف گرفته ... من عاشق برفم :)


ماشینو روشن کردم و راهی دانشگاه شدم. تمام خیابونای تهران سفید پوش بود. مسیری که همیشه حداکثر نیم ساعت طول میکشید و در عرض یک ساعت و ربع رفتم  ... نه اینکه من بخوام تند برم ... همه تو خیابون با حداقل سرعت ( 30 40 کیلومتر در ساعت ) حرکت میکردند. یه صحنه وحشتناک هم دیدم .... یه اتومبیل شاسی بلند ( نفهمیدم چی بود !! ) بغل اتوبان مخصوص کرج چپ کرده بود . امیدوارم که رانندش زنده باشه .... 

خلاصه به هر سختی به کلاس رسیدم با یه ربع تاخیر .... چندتا عکس هم از محوطه دانشگاه با دوربین درب و داغون گوشیم گرفتم . این برف منو یاد برف های دانشکده روانشناسی سمنان انداخت .... یاد قدیما ...

به قول شاعر : گذشته هارو دوره کن روزهای خوبمون گذشت

    یه شب از اون شبای خوب چرا دوباره بر نگشت