X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 20 بهمن‌ماه سال 1390

شیطنت در خوابگاه!!!

ساعت نزدیک 12شب بود تو خوابگاه بودیم که ۲نفر از بچه ها طبق دسیسه ی ناگهانی نقشه ی انهدام بنده رو کشیدند و شروع کردن به سمت من بالش پرتاب کردن ، منم کم نیاوردمو علاوه بر دفاع کردن و انجام پرتابهای دقیق و درآوردن حرص آنها پاسخ گوی دسیسه ی شوم و ننگین آنها درآن وقت شب شدم

 و از آنجا که قطره ی فلج اطفال یکی از آن دو را گویا در کودکی به موقع در حلقش نریختن اشتباهی بالشو به سمت لامپ پرتاب کرد( البته فکر کنم قطره فلج اطفال ربطی به نشونه گیری نداشته باشه ، به هر حال )

 شاهد صحنه ای شدیم که تا عمر داریم فراموش نمیکنیم 

.

 البته این حادثه هیچ خسارت جانی خداروشکر در برنداشت و مالی هم همینطور چون مسئول خوابگاه بدون اطلاع از این ماجرا یه لامپ بهمون داد. و ما تنها یک شُک بهمون وارد شد که اونم به حمدالله چند ثانیه ای بیشتر دووم نیاورد

 وما شادو خندون شب و به روز رسوندیم انگار نه انگار که اتفاقی افتاده . البته عامل این اتفاق عذاب وجدان زیادی داشت که با صحبت های روانشناسانه ی بنده کاملا باعث رفع عذاب وجدان در ایشان شد.   

اینم تصاویر این حادثه:


lamp 

 

lamp3