X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 19 بهمن‌ماه سال 1390

کارآموزی 3

خب ترم جدید هم شروع شد و ما با کلی ذوق و شوق رفتیم سمنان که هم دوستامونو ببینیم و هم از این حال و هوا در باییم.

اما چشمتون روز بد نبینه که از دهنمون در اومد....

استاد محترم برامون یه جلسه توجیهی واسه درس کارآموزی 3 گذاشته بود که مشخص کنه کی باید کجا بره کارآموزی. هرکس میگفت که تو دوتا کارآموزی قبلی کجا رفته و چی کار کرده و استاد میگفت که این ترم کجا باید بره....

تا نوبت رسید به ما. ما هم گفتیم که کجا بودیم و چیکار کردیم تا اینکه استاد عزیز با مشخص کردن جای کارآموزی حال ما رو گرفت. دانشکده فنی و مهندسی

اصلا دوست نداشتم اینجا برم. دوست داشتم که تو یک کتابخانه عمومی برم کارآموزی. دوست داشتم پشت میز امانت بشینم و به اون دانش آموزی که واسه تکلیف مدرسه اش اومده به کتابخونه کمک کنم اما باید برم کتابخونه فنی و مهندسی با یه سری دانشجوی پر ادعا که فکر میکنند از دماغ فیل افتادند سر و کله بزنم.

کلا باید با اعمال شاقه درس بخونیم..... همه چی دست به دست هم داده تا .............

ولش کنید همین که یه نفسی میاد و میره بسه

 یه عکسم براتون میذارم که حالشو ببرید. دانشکدمون مثل یک صفحه کاغذ A4 سفید شده بود.