X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 1 آبان‌ماه سال 1390

همایش اصفهان

ساعت 1 از سمنان تازه راه افتادیم. ساعت 6 ترمینال بیهقی قرار داشتیم که از اونجا بریم اصفهان. خلاصه به هر زحمتی که بود خودمونو رسوندیم ترمینال. بچه ها (منظور بچه های ادکاست) همه منتظر بودن . اتوبوس راس ساعت 6 حرکت کرد و ما تازه فهیمیدیم که یکی از بچه ها جامونده !!!

خلاصه هرجوری بود خودشو رسوند  و ما عازم سفر شدیم!!!!





تو اتوبوس کلی خوش گذشت. تاحالا یه همچین مسافرتی نرفته بودم. نزدیکای ساعت های 2 بود که تازه رسیدیم خوابگاه. البته خوابگاه ما ، خوابگاه اساتید بود و تقریبا امکانات خوبی داشت. ساعت 7 صبح بود که داشتم صبحانه می خوردم (چایی شیرین با نون و پنیر) که یه دفعه خانم بهنیک زنگ زد و گفت کجایی؟؟؟

 گفتم چی شده ؟

گفت: بیا کارت دارم . عکس هایی که تو اتوبوس گرفتی میخوام برای کلیپ. خلاصه چایی زهر مارمون شد  و بلند شدیم رفتیم کمک.




سخنرانی دوم در پنل اول مربوط به مقاله ای بود که بنده با خانم عمروانی ارئه داده بودیم.خانم عمروانی بسیار عالی کنفرانس دادند . کلا همایش عالی بود. دست همه ی بچه های ادکا درد نکنه واقعا زحمت کشیدن.شب، بعد از همایش با یه اتوبوس که واسه سال 42 بود رفتیم تپه صفه (البته اگه املاشو درست نوشته باشم) هوا سرد ولی عالی بود.فرداشم رفتیم میدان نقش جهان  و کلی جای تاریخی دیدیم.تازه سی وسه پل و پل خواجو هم رفتیم ولی هیف زاینده رود خشک شده بود و ما فقط تاسف خوردیم.



یه اتفاق دیگه هم افتاد. دقیقه ی نود بود که ما اولین جانباز در راه کتابداری و اطلاع رسانی را تقدیم این مرز و بوم کردیم . متاسفانه خانم چیت ساز دچار شکستگی از ناحیه ی ساق پا شدن و ما ایشان را برای عمل به تهران انتقال دادیم. ان شا الله که هر چه زودتر حالشون خوب بشه.

آمین